صفحه‌ی اول | تماس | RSS


تعداد عناوين: 7    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

چگونه اخراجی ها پرفروش شد
ابوالفضل بنائیان

کاپیتالیسم امکان نقد ندارد !
ابوالفضل بنائیان
ما،تاریخ را مثل گروهی سیاه مست هدر داده ایم ، درست مثل تاس ریختن هنگام مستی
مطلب کامل

شاید وقتی دیگر
ابوالفضل بنائیان
روزگار ما ،روزگار آشفتگی و درهم ریختگی ست، در هم ریختگی عقل خود بنیاد که حتی راه بقای خود را نمی داند. عصرما، عصر حماقت است،حماقت مسلح ،حماقتی که می تواند به زندان بیندازد، بکشد، شکنجه کند، رمه های بی سرنوشت را به حمایت از خود برانگیزاند و با کشت و کشتار و تقلب ، نظریات جامعه‌شناسی خود را اثبات کند. دوره ما ، دوره ی تعجب است، استبداد افسار گسیخته به بهانه دموکراسی ساحات عالم را به بند می کشد و بت های مقدس ذهنی با شکرشکنی از خاطرات ازلی قابیلیان، حقیقت را به مسلخ می برد
مطلب کامل

لذت تک بودن
ابوالفضل بنائیان
واژه نارسیسم از کلمه نارسیوس برگرفته شده است ، جوان زیبای اساطیری یونان که زیبائی خیره کننده ای داشت ، مادرش به او توصیه کرده بود که اگر خواهان طول عمر است هرگز به آب خیره نشود ، تا آنکه روزی از عشق یک پری کوهستانی استنکاف می ورزد و دچار نفرین پری می شود .روزی وی بسوی برکه آب می رود و ناگاه فریفته و شیفته ی تصویر خویش در آب می شود و چنان از این زیبائی دامن از کف می دهد که در آب می افتد و غرق می شود و چنان که در ادبیات یونان آمده است ، نیروهای مافوق طبیعی او را به گل نرگس تبدیل می کنند تا به ابدیت بپیوندد.
مطلب کامل

فردوسی پور و حوالت تاریخ
ابوالفضل بنائیان
سال ها پیش زمانی که اختلافات مدیریتی تیم پرسپولیس به نهایت رسیده بود و وزارت صنایع ، حوزه هنری و سازمان تربیت بدنی هر کدام داعیه تصاحب پرسپولیس را در سر می پروراندند. امیر عابدینی ،میهمان برنامه نود بود . چه سخن ها که گفته نشد و چه شاهدها و مصداق هائی که به یاری مدعیان نیامدند،
مطلب کامل

دستان همیشه باز
ابوالفضل بنائیان
يااباالفضل که نامت تداعي کننده بخشش است و ايثار و جان بخشيدن به لبان تشنه بسيار !

شکسته ايم در انتظار آفتابي که فقط عطش نبارد و همه طلوع باشد. نشسته ايم با لبهاي زخم بسته و زبان به کام کشيده و جرعه جرعه يادت را مي نوشيم و چشم مي دوزيم به جاده زمان،دست سايبان چشم و دل تپنده از اميد.
مطلب کامل

تقدیم به سانسور
ابوالفضل بنائیان
سانسور، ترجمان استیصال جامعه ایست که هیچ جواب منطقی و حتی غیرمنطقی برای چالش های خود نمی یابد ، نتیجه التقاط تاریخی اندیشه و انگیزه است ، فرزند نامشروع جوامع طبقاتی است که در پی طبقاتی ساختن اندیشه هاست و "آزادی اندیشه"مطعون ترین و مذموم ترین مفهوم فضای مه آلود سیاسی ماست که همواره هجمه عظیمی از تهدید و توهین و تکفیر به سویش می آیند.
مطلب کامل

 
 
نقل مطالب تنها با لینک مستقیم و ذكر نام و آدرس سایت صراحی آزاد است